خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
66
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
در ره دفع فساد و صدّ راه اختناق * ماه بدر قدرت مؤمن فتاده در محاق ( 3 ) ديدم آخر مشكلم از مشكلات ريشهايست * چارهء اين مشكل جدّى به غير از صبر نيست صبر كردم ماندم اندر كنج كاشانه خموش * چون كسى كه خار در چشم ، استخوانى در گلوش بر ملا ميراث را تاراج رفته ديدمى * ( خلق را اندوهگين و غم گرفته ديدمى ) بسكه تنها بودم و يارى براى من نبود * خويش را آندم بخاموشى نمودم وانمود ) ( ديده چون بر بست آن ختم رسالت از جهان * بر خلافت نامزد گرديد ابوبكر آن زمان ) ( غم گرفتم چون خلافت منحرف شد از مسير * بندگان در حال و آتى بر ضلالت دستگير ) حتّى مضى الاوّل لسبيله . ابوبكر راه خلافت را بپايان رسانيد ( گاه باشد كه براى حفظ اسلام بايد خاموش نشست . ) در پى وفات رسول اكرم ( ص ) خلافت را غصب كردند و مردم را بضلالت انداختند . من براى صلاحديد و حفظ اسلام ، از خلافت چشم پوشى نموده شكيبائى را مصلحت ديدم . ( 4 ) راه خود را طىّ كرد آن تيره بخت و خيره سر * ( با دو سال و چند ماه و چند ، در اين رهگذر ) واگذارش كرد بعد از خويش و قبل از مرگ خويش * بر عمر آن طفره پرداز و زبون و بدمنش ) سيّد رضى مىگويد حضرت ، پس از اين خطابه شعر ( اعشى ) شاعر آن زمان را بر سبيل مثال بيان فرمود . و آن عبارت بود از شتّان ما يومى على كورها و يوم حيّان اخى جابر فرق بسيار است امروزم ز باب افتخار * با همان روزيكه با حيّان بنعمت در كنار كنايه اين كه فرق است امروز من كه در غم و اندوه گرفتارم ، با آن روزيكه در كنار رسول خدا ( ص ) روزگار مىگذراندم . ( 5 ) اى بسا جاى شگفتى و كمال حيرت است * از ابوبكر اين سخن بسيار جاى دقّت است